رفیق نیمه راه یادت هست گفتم فراموش میکنم کسی را که رفیق راهم نبود یادت باشد نابود شدم..
میدانی این روزها در مردابی دست و پا میزنم که ته ان چیزی جز نابودی بیشتر خودم نیست
امروز شنبه ۲۹ دی ماه سال ۹۷ ساعت نه و بیست دقیقه شب و من مثل تمام این ۱۲ سال در جایی هستم که شاهد تمام درد های من بود و بعد از این همه سال هنوز پی جواب این سوال هستم که
که چرا هستم.رسالت من چیست.چرا همیشه باید توان نامهربانی های رفیق های به ظاهر
همراهی که نیمه راه شدند را باید بدهم .سخت است مهربانی کردن؟واقعا انقدر سخت است دلتان صاف باشد و روحتان زلال و وجدانتان ارام؟
خدایا جز تو هیچکس در این زمین شاهد دردهایم نبوده.خودت گفته ای :
اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً
نجاتم بده.
برچسب:
نویسنده: نیکا قربانی