دلتنگ
چقدر سخت است دلتنگ - کسی باشی که نمیدانیاو هم دلتنگ - توست
درد بی درمان
این روزها حس میکنم یک وزنه سنگین به قلبم اویزان استانگار که نفس کشیدن را سخترین کار دنیا میکنداخ اگر بدانی شبها شده اند کابوس تمام نشدنی که دوست ندارم تمام شودخودم هم در درمان - درد خود مانده ام چه برسد به خداامان از جایی که یک ان به خود می ایی و میبینی دیگر خود را حتی نمیشناسیبا من کاری نکن که بعده...
من را
ادم از مرگ برمیگرده جوری عجیبی میشه همه چیز براش خیلی عجیبایزد جان دمت گرم که هنوز نفس میکشممیدونی زندگی کردن رو دوست دارم چون میدونم یعنی چی.فقط هوامو داشته باش :)
حال دل
سخت است خیلی سخت است بخواهی ادامه دهی راهی را که دلت با ان نیست اما مجبوری رفیق نیمه راه یادت هست گفتم فراموش میکنم کسی را که رفیق راهم نبود یادت باشد نابود شدم.. میدانی این روزها در مردابی دست و پا
درمونده
دیگه نمیدونم باید چیکار کنمدرمونده شدم حواست هستپر از بغض و دردمانقدر که گاهی میترسم از اخرشاخری که نزدیکه
خواب ِ تو
سلام همراز من امروز خواب عجیبی دیدم خواب دیدم در مجلس عزایی هستم که عده ای دارند عروسی میگیرند خواب عجیبی بود خیلی عجیب نمیدانستم باید شاد باشم یا عزا داشته باشم راستی عروس سپید بهشت ،جایت خوب است؟
او
نه من را می بیند ،نه نگاهم را،نه قلبم را نمیدانم اوست یا نه ولی میخواهم باشد
راهی عجیب با او
سلام ،حالت چطور است من این روزها خستم خیلی خستم اما جایی از دلم حالش خوب است چون او انجاست. میدانی گاهی میترسم از خستگیم از درد هایی که کمرم را خم کرده میدانی خدا عجیب دوست دارم ، چشمانم را ببندم و س
چشمان بسته
سلام عزیز جان حالم عجیب است .میدانی جور عجیبی شده ام انگار انسان دیگری ست که حرف میزند .راه میرود. میخندد .مینشیند. فکر میکند و.... گاهی دوست دارم این حال بی حالی را ولی گاهی نه سخت است بخواهی بررسی از مرجع چشمان طبق کپی رایت ت را بسته نگه داری تا تمام شود می شود ماندنی شود...
روزگار سخت
میدانم میدانی این درد را ولی باور کنی یا نه کم اورده ام در دلم انگار اتشی جگر سوز روشن است که خاموشی ندارد میدانی از جنس خاک این حوالی نیست خاکی که دنیا برایم اورده کاش خدا مرهمی بگذارد بر این دل سوخته اه دل...
او را
روزها میشود که صدایش را نشنیده ام نمیدانم چرا چرا چرا این روزها فقط میخواهم تمام شود خیلی درد دارد ندانی بودنت بهتر است یا نبودنت خیلی درد دارد ارام باشی و سکوت کنی خیلی درد دارد در انتظاری به سر ببری که ندانی انتهایش کجاست حتی ندانی چرا باید انقدر درد بکشی . میدانی درد دارد انتظاری که پایانی ندارد....
می توانم
یاد گرفته ام خود را بسازم در برابر تمام ناملایمتیهای زندگی پس هوایم را داشته باش پروردگار تمام جهانیان .
بشر
سرنوشت بشر این است كه در تمام عمر زحمت بكشد تا بتواند به زندگی ادامه بدهد و به زندگی ادامه بدهد تا بتواند بمیرد. نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:55 توسط تمنا| Let's block ads! (Why?)
یلدا
شب یلدا همیشه برام جزو شبهایی بوده که دوست داشتم مثل خیلی هایی دیگه پر از حس خوب محبت و دوست داشته شدن برگزار بشه پر از حرفهای خوب پر از دور همی های ته دلی و،،، همیشه متفاوت بودن خوب نیست گاهی دلت میخواد انقدر محو شی از اصول دیکته شده زندگی ولی میدونی نمیشه نه اینکه تو نخوایی نه ،مشکل اینه اونایی که...
دلم
ادمها را هر چقدر هم بشناسی باز هم کم هست پیچیده ترین موجودات خلقت خداوند گاهی بی ارزشترین موجودات هستی می شوند... نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۳۹۶ساعت 16:15 توسط تمنا|
بدون بال
پرواز کردن بدون بال درد دارد؟نه ندارد وقتی بدانی رفتنت بعد از سالها نفس ِ اجباری راهی ست برای رهایی ..وقتی بدانی ماندنت مثل این است که بگذاری راه اجباری را به تو نشان دهند و تو مجبور به طی کردن ادامه مسیر هستی... باور کنی یا نه رفتن بهتر است ،کاش میشد رها کرد و رفت لعنت به این دل ِ رحیم...
انسان ها
امان از ادمهایی که می ایند روح و روان ت را بهم می زنند و می روند ،امان... کمی روح ادمیت را حس کنید .
وسط تمام روز مرگی هایم
گاهی فراموش میکنیم که همین روزمرگی های همیشگی دنیایی از نعمت است دنیایی از برکت است وقتی حادثه ی پیش بیاد یا اتفاقی بیفته تازه میفهمیم دوران گم شدن تو روز مرگی ها انتهای ارامش بود.. نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:37 توسط تمنا
خدایا
خدایا امروز چرا انقدر بی قرارم چرا انقدر بی تابم انگار قرار است چیزی بشود خدایا خدایا خدایا جز تو پناهی ندارم ،تنهایم نگذار. ممنونم ازت.حرفهایی زدی که خیلی خیلی تاثیر داشت .میدونم توام نشونه ای از طرف خدای من :) نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:11 توسط تمنا